نقش کلیدی کُردها در آینده ایران؛ تأکید عضو شورای مرکزی حزب مردم بلوچستان بر حقوق ملت‌های تحت ستم

 

حزب مردم بلوچستان/ روز یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵، «رحیم بندویی»، عضو شورای مرکزی حزب مردم بلوچستان، در مصاحبه با خبرگزاری مزوپتامیا ترکیه، با تأکید بر نقش تعیین‌کننده ملت کُرد در تحولات سیاسی ایران، اعلام کرد که کُردها در سال‌های اخیر عملاً نقش رهبری بخش مهمی از جنبش‌های اعتراضی و مقاومت علیه جمهوری اسلامی ایران را برعهده داشته‌اند و آینده ایران بدون مشارکت و نقش‌آفرینی ملت‌های تحت ستم از جمله کُردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها، ترکمن‌ها و دیگر ملت‌ها قابل تصور نیست.

رحیم بندویی با اشاره به جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» اظهار داشت که این جنبش از مرزهای ایران فراتر رفت و به یک حرکت جهانی تبدیل شد. وی تأکید کرد که در میان نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی، امید و انتظارات زیادی نسبت به نقش ملت کُرد و احزاب سیاسی کُردستانی وجود دارد و بسیاری از جریان‌های سیاسی، کُردها را دارای مسئولیتی تاریخی در روند گذار از جمهوری اسلامی می‌دانند.

وی همچنین با اشاره به وضعیت کنونی ایران، جمهوری اسلامی را فاقد مشروعیت داخلی و بین‌المللی توصیف کرده و گفت که حکومت برای حفظ بقای خود بر سرکوب، اعدام، بازداشت و ایجاد فضای رعب و وحشت تکیه کرده است. به گفته او، این سرکوب‌ها به‌ویژه علیه ملت‌های بلوچ و کُرد با شدت بیشتری اعمال می‌شود و حکومت همچنان حقوق ملی، فرهنگی و سیاسی این ملت‌ها را انکار می‌کند.

بندویی ضمن اشاره به همکاری و همبستگی میان ملت‌های مختلف ساکن ایران، از فعالیت ائتلاف‌ها و ساختارهای سیاسی مشترک میان بلوچ‌ها، کُردها، عرب‌ها، ترکمن‌ها، ترک‌ها و دیگر ملت‌ها خبر داده و تأکید کرده است که بخش قابل توجهی از نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و حتی بازیگران بین‌المللی به این نتیجه رسیده‌اند که بدون به رسمیت شناختن حقوق برابر ملت‌های تحت ستم، هیچ تحول پایدار و دموکراتیکی در ایران شکل نخواهد گرفت.

اظهارات این فعال سیاسی بلوچ بار دیگر بر این واقعیت تأکید می‌کند که مسئله ملت‌های غیرفارس و حقوق سلب‌شده آنان یکی از اصلی‌ترین چالش‌های ساختار سیاسی ایران است. تجربه بیش از یک قرن انکار هویت، تبعیض ساختاری و سرکوب مطالبات ملی در بلوچستان، کردستان، اهواز و دیگر مناطق نشان داده است که هرگونه تغییر سیاسی در ایران بدون پذیرش حقوق برابر ملت‌ها و تأمین حق تعیین سرنوشت آنان، نه تنها به دموکراسی و ثبات منجر نخواهد شد، بلکه زمینه تداوم بحران‌های سیاسی و اجتماعی را نیز فراهم خواهد کرد.