به مناسبت 12 ژوئن روز جهانی مبارزه با کار کودک: ویدیوی سخنان خانم “فریبا برهانزهی” فعال حقوق بشر و عضو حزب مردم بلوچستان به زبان بلوچی

از کودکانی سخن بگویم که کمتر دیده میشوند؛ کودکانی که در دورترین نقاط مرزی ایران، در بلوچستان، نهتنها قربانی فقر بلکه قربانی تبعیض، محرومیت و خشونت ساختاری هستند.
وقتی از کار کودک صحبت میکنیم، نباید آن را صرفاً نتیجه فقر خانوادهها بدانیم. کار کودک در بلوچستان محصول یک ساختار سیاسی و اقتصادی است که دهههاست مردم این منطقه را از توسعه، آموزش، اشتغال و فرصتهای برابر محروم کرده است. در بسیاری از مناطق مرزی، کودکان از سنین بسیار پایین وارد چرخه سوختبری میشوند؛ برخی در دپوهای سوخت کار میکنند، برخی همراه رانندگان هستند و برخی دیگر پیش از رسیدن به سن قانونی پشت فرمان خودروهای حامل سوخت مینشینند. این کودکان کار را انتخاب نکردهاند؛ آنها به این مسیر رانده شدهاند.
فقر گسترده، بیکاری، نبود زیرساختهای اقتصادی، کمبود امکانات آموزشی، بیشناسنامه بودن بخشی از کودکان و فضای شدید امنیتی، شرایطی ایجاد کرده که برای بسیاری از خانوادهها، سوختبری به تنها راه بقا تبدیل شده است. در چنین فضایی، کودک به جای مدرسه و بازی، با فقر، خطر و مسئولیت تأمین معاش آشنا میشود. کودکی که باید در حال ساختن رؤیاهایش باشد، آینده خود را در جادههای مرزی و خودروهای سوختبر جستجو میکند.
اما سوختبری فقط یک شکل از کار کودک نیست؛ شکلی از خشونت علیه کودک است. این کودکان هر روز در معرض تصادف، آتشسوزی، واژگونی خودرو، گرمای طاقتفرسا، تعقیب و گریز و تیراندازی قرار دارند. آنها نهتنها از حق آموزش و امنیت محروم میشوند، بلکه با ترس دائمی، اضطراب و آسیبهای روانی ناشی از خشونت نیز زندگی میکنند. بسیاری از آنان ترک تحصیل میکنند و بسیاری دیگر هرگز فرصت کشف استعدادها و تواناییهای خود را پیدا نمیکنند.
در کنار سوختبری، اشکال دیگری از کار کودک نیز در بلوچستان رو به گسترش است؛ از کارگری فصلی در مزارع گرفته تا اشتغال کودکان در کشت خشخاش، دستفروشی، زبالهگردی و مشاغل سخت و پرخطر دیگر. نتیجه این وضعیت تنها محرومیت اقتصادی نیست؛ بلکه تخریب تدریجی آینده یک نسل است. هنگامی که کودک میبیند درآمد حاصل از اقتصاد غیررسمی از مسیر آموزش و مهارتآموزی دستیافتنیتر است، نظام ارزشهای اجتماعی نیز دچار فرسایش میشود و فقر از نسلی به نسل دیگر منتقل میگردد.
امروز باید با صراحت بگوییم که کار کودک در بلوچستان یک مسئله خیریهای یا صرفاً انسانی نیست؛ یک مسئله حقوق بشری و سیاسی است. تا زمانی که تبعیض ساختاری، توسعهنیافتگی تحمیلشده، سیاستهای امنیتی و محرومیت از حقوق اساسی ادامه داشته باشد، کار کودک نیز بازتولید خواهد شد. نمیتوان از حقوق کودک سخن گفت اما درباره ساختارهایی که کودکان را به نیروی کار ارزان و بیدفاع تبدیل میکنند سکوت کرد.
دفاع از کودکان بلوچ، دفاع از حق آموزش، حق امنیت، حق کرامت انسانی و حق برخورداری از آیندهای شایسته است. هیچ کودکی نباید برای زنده ماندن جان خود را به خطر بیندازد و هیچ جامعهای نباید بپذیرد که کودکانش به جای حضور در مدرسه، در جادههای مرگ و اقتصادهای پرخطر به دنبال نان باشند