بلوچستان؛ امنیتی که هنوز به امنیت مردم منجر نشده است! ویدیو و متن سخنان خانم “فریبا بُرهانرهی” عضو شورای مرکزی حزب مردم بلوچستان
بلوچستان دهههاست یکی از امنیتیترین مناطق ایران است؛ منطقهای که حضور گسترده نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی، پایگاهها، ایستهای بازرسی، دوربینها و دیگر ساختارهای امنیتی در آن به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. با این حال، پرسش مردم بلوچستان همچنان بیپاسخ مانده است: اگر این همه نیرو و امکانات برای تأمین امنیت وجود دارد، چرا شهروندان بلوچ همچنان قربانی آدمربایی، گروگانگیری، سرقت مسلحانه، تیراندازی و قتل میشوند و چرا بسیاری از عاملان این حوادث همچنان برای افکار عمومی «ناشناس» باقی میمانند؟
بر اساس آماری که رسانک منتشر کرده، در سال ۲۰۲۵ دستکم ۴۰۷ شهروند بلوچ در تیراندازیهای منتسب به افراد مسلح ناشناس کشته یا زخمی شدهاند؛ ۲۶۶ نفر کشته و ۱۴۱ نفر زخمی شدهاند. در میان کشتهشدگان دستکم ۸ زن و ۱۶ کودک و در میان مجروحان ۶ زن و ۱۵ کودک ثبت شدهاند. پشت هر یک از این اعداد، یک انسان، یک خانواده و یک زندگی قرار دارد.
در همین حال، وقتی در تهران یک مورد گروگانگیری رخ میدهد، رسانههای حکومتی از ورود سریع پلیس، عملیات برای آزادی گروگان و بازداشت گروگانگیر بهعنوان نمونهای از «سرعت عمل» نیروهای انتظامی خبر میدهند. اما مردم بلوچستان میپرسند: چرا در برابر آدمرباییها و گروگانگیریهای متعدد در بلوچستان، همان سرعت، امکانات و اراده عملی دیده نمیشود؟ چرا خانوادههای افراد ربودهشده گاه ناچارند برای یافتن عزیزان خود به ریشسفیدان، معتمدان محلی یا حتی پرداخت پول به گروگانگیران متوسل شوند؟ آیا جان یک شهروند بلوچ ارزش کمتری دارد؟
این پرسش به معنای دفاع از آدمربا، قاتل یا سارق مسلح نیست. برعکس، مردم بلوچستان بیش از هر کس دیگری قربانی این خشونت هستند و حق دارند عاملان این جنایتها شناسایی و محاکمه شوند. اما اگر حکومت توانایی کنترل گسترده منطقه، استقرار نیرو، ایجاد ایستهای بازرسی و نظارت امنیتی را دارد، باید توضیح دهد چرا در بسیاری از موارد نمیتواند یا نمیخواهد عاملان حملات را شناسایی و معرفی کند.
اگر این افراد واقعاً گروههای مسلح مستقل هستند، منشأ سلاحها و شبکههای آنان کجاست و چه نهادی مسئول کشف و انهدام این شبکههاست؟ و اگر درباره ارتباط برخی از این افراد با ساختارهای حکومتی ادعاهایی مطرح میشود، چرا تحقیقات مستقل و شفاف درباره این ادعاها انجام نمیشود؟
فعالان بلوچ حکومت جمهوری اسلامی را متهم کردهاند که با نفوذ در میان برخی افراد محلی و مسلحکردن برخی نیروها، از اختلافات و ناامنی برای افزایش نفوذ خود در بلوچستان استفاده میکند. این ادعاها باید بهصورت مستقل و دقیق بررسی شوند؛ اما پرسش اساسی همچنان پابرجاست: اگر حکومت خود را مسئول امنیت منطقه میداند، چرا پس از دههها حضور امنیتی، ناامنی همچنان ادامه دارد و مسئولیت بسیاری از این حوادث روشن نشده است؟
مسئله تنها آدمربایی و قتل نیست. همزمان گزارشهای حقوق بشری از شمار بالای اعدام شهروندان بلوچ نیز منتشر شده است. سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده که در سال ۲۰۲۵ دستکم ۱۴۹ شهروند بلوچ اعدام شدهاند که ۱۰۶ مورد از این اعدامها با اتهامات مرتبط با مواد مخدر بوده است. در کنار این آمار، گزارشهای متعددی درباره تیراندازی به سوختبران، کشتهشدن شهروندان، بازداشتها و سرکوب سیاسی منتشر شده است. بنابراین تصویری که مردم بلوچ با آن مواجهاند، تنها «ناامنی» نیست؛ بلکه ترکیبی از ناامنی، فقر، محرومیت، سرکوب و مجازاتهای سنگین است.
از سوی دیگر، هر بار که از ناامنی بلوچستان سخن گفته میشود، راهحل مطرحشده اغلب افزایش امکانات و حضور امنیتی است. اما اگر دههها حضور امنیتی نتوانسته امنیت پایدار ایجاد کند، چرا باید افزایش همان سیاست نتیجه متفاوتی داشته باشد؟ امنیت باید به معنای ایجاد شرایطی باشد که مردم بتوانند بدون ترس از ربودهشدن، کشتهشدن یا سرقت مسلحانه زندگی کنند، نه صرفاً حضور بیشتر نیرو برای کنترل مردم.
نگرانی اصلی مردم بلوچستان این است که ناامنی به یک چرخه تبدیل شده است: ناامنی ایجاد میشود، سپس همان ناامنی بهانهای برای افزایش حضور امنیتی قرار میگیرد؛ حضور امنیتی افزایش مییابد، اما اگر عاملان حملات همچنان ناشناس بمانند و پروندهها به نتیجه نرسند، ناامنی ادامه پیدا میکند و دوباره بهانهای برای کنترل بیشتر میشود. اگر چنین چرخهای وجود ندارد، حکومت باید با شفافیت آن را رد و با ارائه اطلاعات، پروندهها و نتایج تحقیقات، اعتماد مردم را بازسازی کند.
مردم بلوچستان نمیگویند مجرمان را آزاد بگذارید؛ میگویند قانون برای همه یکسان اجرا شود. آدمربا باید دستگیر، قاتل شناسایی و سارق مسلح محاکمه شود. اگر کسی از درون ساختار قدرت نیز در این جنایتها نقش داشته، باید پاسخگو باشد. امنیت واقعی زمانی معنا دارد که شهروند بلوچ همان حق برخورداری از امنیت، عدالت و حمایت قانونی را داشته باشد که شهروند تهران دارد.
مسئله امروز بلوچستان یک سؤال ساده اما جدی است: اگر این همه نیرو، تجهیزات و ساختار امنیتی برای حفظ امنیت مردم وجود دارد، چرا مردم بلوچ هنوز قربانی این حجم از قتل، آدمربایی، گروگانگیری و تیراندازی هستند؟ و اگر حکومت واقعاً برای پایاندادن به این وضعیت مصمم است، چرا درباره هویت و شبکه عاملان بسیاری از این جنایتها، منشأ سلاحها و عملکرد نهادهای مسئول، پاسخ روشن و قابل بررسی به مردم نمیدهد؟
بلوچستان به امنیت نیاز دارد، اما امنیت واقعی؛ امنیتی که با عدالت، پاسخگویی، تحقیق مستقل و برابری حقوق شهروندان ساخته شود، نه امنیتی که نتیجهاش کنترل بیشتر مردم و ادامه همان ناامنی باشد. جان یک بلوچ، جان یک انسان است؛ و امنیت بلوچ، حق اوست، نه امتیازی که حکومت بتواند بر اساس جغرافیا و قومیت از او دریغ کند